Home arrow صفحه اصلی
صفحه اصلی
درباره‌ی من
اندیشه
ادب و هنر
معرفی کتاب
طرح های پیشنهادی
برگزیده رسانه ها
گالری تصاویر
متفرقه
پیوندها
آرشیو
ارتباط با من
نقشه سایت
پیوندهای روزانه
سایت رسمی مامبو فارسی در ایران
بخش دانلود مامبولرن
خدمات میزبانی وب مامبولرن
پشتیبانی از SMF فارسی
انجمن پشتیبانی از مامبوی فارسی
ورود و خروج
نام کاربری

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
ثبت نام نكرده ايد؟ عضویت
وبگاه علي توسلي كجاني

رابطه من با سیاست و فوتبال
رای کاربران: / 5
نویسنده مدیریت سایت   
نمایش : 538

 

تابستان ها وقتی مدرسه ام تعطیل می شد کنار مغازه پدر بساط لواشک  و شانسی فروشیم را پهن می کردم (یادش بخیر چه نزاع های که بر سر شانسی های بساط من به پا می خواست، غروب ها فرصت سر خاراندن نداشتم. با حرارت و صداقت معامله می کردم، نسیه هم می دادم؟!)

هر وقت خسته می شدم با بچه های محل می رفتیم بازی. یک روز محمد با حالت هیجان زده از من پرسید آبیته یا قرمزته؟! اصلا متوجه منظورش نشدم پرسیدم چی؟ تکرار کرد آبیته یا قرمزته؟ من هول شدم گفتم: آبی خندید و گفت: دمت گرم بیا بریم فوتبال بساطم را سریع جمع کردم و با هم راه افتادیم، سر زمین که رسیدیم محمد به بچه ها گفت: علی هم آبیه. جرات نمی کردم بپرسم منظور از آبی و قرمز چیه؟ چند ماهی گذشت تا متوجه شدم منظور، دو تیم استقلال و پیروزی است. نکته جالب این بود که همان روز اول شعارهای ضد قرمز و پاتک شعارهای ضد آبی را به من آموختند و من بی تامل و با حرارت تکرار می کردم. چند سالی گذشت تا به تیم ملی رسیدم دیگر آبی و قرمز برایم رنگ باخت آن چه در ذهن من نقش می گرفت  ترکیبی از تمامی نخبگان فوتبال بود. این تیم ملی بود که برایم غرور می آفرید و فریادهایم را در یک وحدت با دیگران می دیدم.  ایران ایران هی هی ایران ایران

 

 

ارسال یادداشت (13یادداشت)
آخرین بروز رسانی ( 1388/05/05 ساعت 02:38:16 )
ادامه مطلب ...
دیدار
رای کاربران: / 0
نویسنده مدیریت سایت   
نمایش : 248

در آن «شب سیاه »

که قلبم، در راه گلویم، ایستاده بود،

به آن،

جلوه ی، روشنایی رسیدم.

او

در گوش صبحدم چنین گفت:

تو هیچگاه،

به خودت نمی اندیشی.

اما به یک لیوان، بسیار...

او

در جلوه ی طلوع چنین گفت:

تو

«خویشتن» را گم کرده ای

گم شده ای تو در «تو» خلاصه می شود.

او در اوج نیمروز،

هنگامی که از من جدا می شد،زمزمه کرد،

تو خیال می کنی سراب ها تو را سرشار می کنند؟؟

ببین قلب تو،

در راه گلویت ایستاده،

بوی مرگ می دهد.

مرداد1348

مرحوم آیت الله شیخ علی صفایی حائری

 

اگر چه از او نوشتن سخت است ولی از او نگفتن سخت تر؛

او هیچگاه از آفرینش عشق در دلم نگفت، او به من آموخت که عاشق آفریده شده ام و تنها کاری که باید بکنم این است که با مقایسه خود و معشوق هایم به عشق برتر دست بیابم. او مرا از تخیلاتم آغاز نکرد او مرا از آزادی و تفکر شروع کرد.

...

 

 

ارسال یادداشت (0یادداشت)
آخرین بروز رسانی ( 1388/05/02 ساعت 16:52:14 )
تصمیم
رای کاربران: / 2
نویسنده مدیریت سایت   
نمایش : 250

و من آخر،
 در یک روز پائیزی،
همراه پرستوها،
به سوی چشمه های نور، می آیم.
ومن، همدست باران های حاصلخیز،
در یک روز طوفانی،
از، این خواب،
از، این خواب خرگوشی ،،،
می روبم، تمام پلک های سخت و سنگین را ...                                              1
 
دی ماه

1347

ارسال یادداشت (1یادداشت)
آخرین بروز رسانی ( 1388/05/01 ساعت 01:11:33 )
ادامه مطلب ...
<< شروع < قبل 1 2 بعد > آخر >>

تصویر روز

تصویر روز

کربلا ...

خبر نامه







تصویر تصادفی از گالری

باغ

محبوب ترین ها
تقویم

شهادت مولی الموحدین امیر المومنین را تسلیت می گویم

آمار سایت
عضو: 4
اخبار: 26
لینک ها: 11
13 میهمان حاضرند
خروجی سایت