Home arrow صفحه اصلی
صفحه اصلی
درباره‌ی من
اندیشه
ادب و هنر
گالری تصاویر
پیوندها
نقشه سایت
پیوندهای روزانه
دکتر مهدی مطهرنیا
مسلم نیوز
آینده نیوز
فرهنگستان علوم اسلامی
اسلامیک بتا
ورود و خروج
نام کاربری

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
ثبت نام نكرده ايد؟ عضویت
وبگاه علي توسلي كجاني

دیدار
رای کاربران: / 0
نویسنده مدیریت سایت   
نمایش : 420

در آن «شب سیاه »

که قلبم، در راه گلویم، ایستاده بود،

به آن،

جلوه ی، روشنایی رسیدم.

او

در گوش صبحدم چنین گفت:

تو هیچگاه،

به خودت نمی اندیشی.

اما به یک لیوان، بسیار...

او

در جلوه ی طلوع چنین گفت:

تو

«خویشتن» را گم کرده ای

گم شده ای تو در «تو» خلاصه می شود.

او در اوج نیمروز،

هنگامی که از من جدا می شد،زمزمه کرد،

تو خیال می کنی سراب ها تو را سرشار می کنند؟؟

ببین قلب تو،

در راه گلویت ایستاده،

بوی مرگ می دهد.

مرداد1348

مرحوم آیت الله شیخ علی صفایی حائری

 

اگر چه از او نوشتن سخت است ولی از او نگفتن سخت تر؛

او هیچگاه از آفرینش عشق در دلم نگفت، او به من آموخت که عاشق آفریده شده ام و تنها کاری که باید بکنم این است که با مقایسه خود و معشوق هایم به عشق برتر دست بیابم. او مرا از تخیلاتم آغاز نکرد او مرا از آزادی و تفکر شروع کرد.

...

 

 

ارسال یادداشت (0یادداشت)
آخرین بروز رسانی ( 1388/05/02 ساعت 16:52:14 )
تصمیم
رای کاربران: / 2
نویسنده مدیریت سایت   
نمایش : 791

و من آخر،
 در یک روز پائیزی،
همراه پرستوها،
به سوی چشمه های نور، می آیم.
ومن، همدست باران های حاصلخیز،
در یک روز طوفانی،
از، این خواب،
از، این خواب خرگوشی ،،،
می روبم، تمام پلک های سخت و سنگین را ...                                              1
 
دی ماه

1347

ارسال یادداشت (1یادداشت)
آخرین بروز رسانی ( 1388/05/01 ساعت 01:11:33 )
ادامه مطلب ...
سفرنامه حج (1)
رای کاربران: / 4
نویسنده مدیریت سایت   
نمایش : 713

هواپيما كه از زمين بلند شد دلم ريخت، جرات نگاه كردن به بيرون را نداشتم باور نمي كردم تا چند ساعت ديگر سرزميني زير پاي من است كه چندين هزار بار جبرئيل بر آن پاي گذاشته بود و پدرم آدم برفراز كوه ابوقبيس آن هبوط كرد و در جبل الرحمه آن توبه‌اش پذيرفته شد باور نمي‌كردم در كوچه‌هايي مي‌‌خواهم قدم بگذارم كه در طول 23 سال غربت ،  آن برگزيده هاشميان وحي را نوشيد و قامتش در زير اين باريدن ها خم شد و جامه پيچده را به كناري گذاشت و بر سنگي از كوه پدرش ايستاد و بلند فرياد كرد قولو لااله الاالله تفلحوا مي خواهم به تماشاي رقص كعبه بروم كه به يمن وجود عصاره فضايل خاندان هاشم به رقص آمده و دامن افشان ديوار شكافته بود. باورم نمي شد در كوچه‌هايي مي خواهم قدم بگذارم كه دويست و پنجاه سال معصوميت را مزه مزه كرده بود  به تماشاي چشماني آمده بودم كه به زيارت عشق آمده بودند جايي كه سرزمين انبيا است و قدمگاه هاجر و اسماعيل. خدايا من به دعاي خليلت ابراهيم بسوي اين سرزمين آمده‌ام و بارور شدن دعاي ابراهيم را در قلبم احساس مي كنم. خدايا اين‌جا هم وادي طور است و بايد خلع نعلين كرد تا پرهاي جبرئيل زخمي نشود و شايد جبريل به دنبال من به انتظارنشسته  و براق را زين تازه گذاشته تا بعد از 1400 سال دوباره معراج را تجربه كنم و شب اسراي دوباره آغاز كنم.


ارسال یادداشت (6یادداشت)
آخرین بروز رسانی ( 1388/02/14 ساعت 02:43:41 )
ادامه مطلب ...
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 بعد > آخر >>

تصویر روز

تصویر روز

کربلا ...

خبر نامه







تصویر تصادفی از گالری

رالی

محبوب ترین ها
تقویم

شهادت سید الشهدا حضرت ابا عبدالله حسین را تسلیت عرض می کنم

آمار سایت
عضو: 7
اخبار: 51
لینک ها: 45
10 میهمان حاضرند
خروجی سایت