|
نویسنده مدیریت سایت
|
|
نمایش : 137
تاکنون قصد نداشتم در سایتم از مطالب دیگران استفاده کنم ولی مطلب زیر را که از سایت استاد سروش محلاتی به آدرس:http://www.soroosh-mahallati.com برداشت کرده ام را جهت استفاده دوستان انتشار می دهم ان شاالله در آینده مطلبی را در جغرافیای همین موضوع تحت عنوان «من الولی الی الدلیل» انتشار خواهم داد.
طرح سؤال:
در جامعه اسلامی و حكومت دینی كه شهروندان مسائل دینی خود را از مراجع تقلید اخذ نموده و به «فتوای» آن ها عمل میكنند، و مسائل اجتماعی را هم از ولی امر اخذ نموده و به «حكم» او عمل مینمایند، درك و فهم شهروندان در چه قلمروی اعتبار دارد و آیا شعور و تشخیص آنان در برابر «فتوی» و «حكم»، ارزشی دارد؟
توضیح آنكه در نظام های عرفی، «قانون» یگانه سند معتبری است كه وظایف و تكالیف شهروندان را ارائه میكند، و فراتر از آن، فتوای فقیه و حكم حاكم، الزامی برای هیچ كس ایجاب نمیكند و البته شهروندان هرچند وظیفه اجرای قانون و احترام به آن را برعهده دارند، ولی این وظیفه مانع از «نقد قانون» و حتی تلاش برای «تغییر قانون» با استفاده از راهكارهای مشخص و تعیین شده ندارد؛ ولی در حكومت دینی، شهروندان علاوه بر الزامات قانونی، با دوگونه الزام دیگر نیز روبرویند:
الف) الزاماتی كه از سوی مفتیان اعلام میشود و شهروندان مقلّد باید به آن فتاوی ملتزم باشند ب)الزاماتی كه از سوی حاكم اعلام میشود و شهروندان و دولتمردان باید آن را رعایت كنند. در این صورت، «فضای انتخاب» برای شهروندان محدودتر شده، و «الزامات بیشتری» بر رفتارشان حاكم میگردد. در این فضا، این سؤال مطرح میشود كه شهروند متدیّن و متعهّد به شریعت، در چه قلمروی میتواند به «تشخیص خود» عمل نموده و حتی درك و شعور او، بر فتوی و حكم نیز تقدم پیدا میكند؟
ارسال یادداشت (1یادداشت) |
|
آخرین بروز رسانی ( 1389/10/07 ساعت 18:19:01 )
|
|
ادامه مطلب ...
|