همیشه بهشتی را از دور شنیده بودم ولی فرصت مزه مزه کردنش را نیافتم، کودک خردی بودم که در گوشم شعار تا بهشتی کفن نشود این وطن وطن نشود زنگ مدام می زد و مدتی بعد دیدم امتی مظلوم بر دوش ملت به بهشت می رفت.
از بهشتی خیلی شنیده بودم اما آهنگ صدایش را دیگر نمی شنوم، یادش از خاطره جامعه داشت پاک می شد کمتر کسی می توانست دو جمله از شهید بهشتی را بگوید. گویی اندیشه اش با آخرین نفس هایش به گور خزیده بودند گویی تا زنده بود می توانست اندیشه اش را در حوزه مدیریتی اش و جامعه بحران زده زمانه اش سریان دهد.
بهشتی ،با همه کژی ها جنگید آن چه برایش رنگ داشت عدالت بود و انصاف حتی با دشمنانش .
چقدر دل فیضیه برای بهشتی تنگ شده، چقدر سبوی دل این جامعه تشنه بهشتی است بی این که خود بداند بهشتی بازگشت ناپذیر است دیگر نمی توان رنگ و بوی صداقتش را در پس کلمات آتشین اش دوباره به رخ هستی کشید که ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت
امشب دوباره دلم هوای بهشتی را کرده ! چند خاطره از کتاب صددقیقه تا بهشت را برای شما می نویسم تا شما هم، هم نفس من در این فضای بهشت باشید.
ای کاش بهشتی؟! و اگر بهشتی!؟
با بی ادبی بلند شد به توهین کردن به شریعتی.بهشتی سرخ شد و گفت:حق نداری راجع به یک مسلمان این طوری حرف بزنی.هول شدند و چند نفر حرف تو حرف آوردند که یعنی بگذریم.گفت:شریعتی که جای خود!غیر مسلمان را هم نباید با بی ادبی مورد انتقاد قرار بدیم."
***
گفتند حالا که «مرگ بر شاه» همهگیر شده؛ شعار جدید بدیم. «شاه زنازاده است، خمینی آزاده است». آشفته شد هبود. گفت: رضاخان ازدواج کرده، این شعار حرام است. از پلکان حرام که نمیشود به بام سعادت حلال رسید.
***
الآن بهترین موقعیته، برای کمک به پیروزی انقلاب هم هست! نیت بدی هم که نداریم. آمار شهدای ١۵خرداد رو بالا میگیم، خیلی بالا، این ننگ به رژیم هم میچسبه!
بهشتی بدون تعلل گفت: با دروغ میخواهید از اسلام دفاع کنید؟ اسلام با صداقت رشد میکنه نه دروغ!
***
رفته بودند سخنرانی، منافقین هم آدم آوردهبودند. جا نبود. بیرون شعار میدادند. آخر سر گفتند، حاج آقا از در پشتی بفرمایید که به خلقیها نخورید. گفت: این همه راه آمدهاند علیه من شعار بدهند. بگذارید چند «مرگ بر بهشتی» هم در حضور من بگویند. از همان در اصلی رفت...
یادداشت های بازدیدکنندگان
نویسنده
در تاریخ 1390/05/26 ساعت 15:26:35 hi mataleb amegh v amozande bood amini