Home arrow اندیشه arrow اجتماعی arrow گواهینامه زندگی
صفحه اصلی
درباره‌ی من
اندیشه
ادب و هنر
معرفی کتاب
طرح های پیشنهادی
برگزیده رسانه ها
گالری تصاویر
متفرقه
پیوندها
آرشیو
ارتباط با من
نقشه سایت
پیوندهای روزانه
سایت رسمی مامبو فارسی در ایران
بخش دانلود مامبولرن
خدمات میزبانی وب مامبولرن
پشتیبانی از SMF فارسی
انجمن پشتیبانی از مامبوی فارسی
ورود و خروج
نام کاربری

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
ثبت نام نكرده ايد؟ عضویت
وبگاه علي توسلي كجاني

گواهینامه زندگی چاپ ارسال به دوست
رای کاربران: / 3
ضعیفعالی 
نویسنده مدیریت سایت   
نمایش : 267

زندگی فردی و اجتماعی انسان‌ها همیشه عرصه تجربه، آموزش و انتقال مفاهیم و ارزش‌ها بوده است. و این آموزش‌ها در تعریف کلاسیک و رسمی آن یادآور؛ کلاس، زمان، درس، استاد، امتحان و مدرک است. و در تعریف غیر رسمی آن یادآور استخوان خرد کردن و گرد و خاک خوردن است ـ که تیز هوشی شاگرد زمان یادگیری را کوتاهتر ـ  و مدرک معتبر آن اعتماد عرف و بالاترین مرتبه آن اوستایی بود. و همین پروسه سال‌ها تکرار می شد. شاگردانی می آمدند و زیر دست استادها، مغازه را جارو و صبحانه را آماده می کردند تا وقتی که خود استاد می شدند . در این مکتب آموزشی پرسش مطرح نبود اصل تقلید و تکرار بود. و این شعر را زیر لب هر استادی می توانستی بشنوی:

گرمرد رهی میان خون باید رفت

افتاده ز پای سرنگون باید رفت

پای در ره نه و هیچ مگوی

خود ره بگویدت که چون باید رفت

و اگر کسی در این میانه صدایی می گرفت که :

خلق را تقلیدشان بر باد داد

ای دو صد لعنت بر این تقلید باد

انعکاسی در برابرش بر می خواست که:

طی این مرحله بی همرهی خضر مکن

ظلمات است بترس از خطر گمراهی

این وضعیت در حوزه علوم رسمی و غیر رسمی حاکم بوده و است اما فاجعه زمانی رخ می دهد که در زندگی فردی و برای تشکیل زندگی، معلم و استاد غریزه و طبیعت می شود در این جا دیگر نیاز به مدرک نیست و تمامی افرادی که بالغ می شوند مادر طبیعت این مدرک را به آنان می دهد و آنان فارغ التحصیل از دانشگاه طبیعت و با امضای غریزه توان تشکیل زندگی را دارند . (پسران و دختران ما می توانند با الگو برداری از رفتار پدران و مادران ( با تکرار همان رفتارها و بدون در نظر گرفتن شرایط زمان و مکان ) تشکیل زندگی بدهند و فرزندانی از جنس امروز و با تکرار روش های دیروز به وجود بیاورند و اگر چه هر روز از پیشرفت نسل هوشمندی آن سخن گفت و مقاله ها ساخت و همایش ها گرفت ولی در عمل نسلی فرسوده را به بار خواهیم آورد و بر چوب بید زده این نهالها می خواهیم پیوندهایی را شکل دهیم

در گذشته پدران و مادران وقت بیشتری را برای تربیت فرزندان می گذاشتند. خانواده؛ نهاد آموزش ، تربیت ،کار و همه چیز بود زندگی ها و هیچ ابداعی در شیوه زناشویی شکل نمی گرفت و هر چه بود میراث گذشته بود و تکرار آن در آینده اما زندگی و شیوه های آن تغییر پیدا کرده است و نهاد خانواده برخی از مسئولیت های خود را به نهادهای مدنی واگذار کرده است .

امروز در طبقه سنتی و مذهبی  ما وقتی سخن از ازدواج و شرایط  آن می شود. همه یک حرف به ارث مانده از گذشته را برایت رنگ می زنند که دختر و پسر باید هم کفو باشند. و هم کفو بودن را در شرایط اجتماعی ، منزلت خانوادگی ، سطح تحصیلات (البته امروزه با توجه به فراوانی نعمت اعتیاد معتاد نبودن طرفین (دختر و پسر) یک مزیت غیر قابل انکار است) تعریف می کنند. و اگر این کفو بودن فراهم بودن سر مهریه هم کی داده؟! و کی گرفته؟؟!! و سفره عقدها گسترده می شود و دهانها هنوز از شیرینی بله شیرین است که تلخی دادگاه و طلاق را به تجربه می نشینند راستی مشکل کجاست؟

در جامعه ای که همه چیز کلاسه بندی شده و همه کس و همه چیز عنوان دار شده است و در جامعه ای که انسان‌ها به عدد تبدیل شده‌اند چه می شود که برای رانندگی با موتور سیکلت و برای ایجاد یک فلافل فروشی نیاز به جواز کسب و گواهینامه دارد و برای اعطا هر کدام از این مجوزها در جامعه نهادی را تعریف کرده‌ایم اما برای تشکیل زندگی و تربیت نسل هیچ مجوزی را نیاز ندارد و هیچ نهادی هم خود را متکفل این مسئله نمی داند.

آیا می دانیم درصد بالایی از جدایی ها بعلت ندانستن مهارتهای زنانشویی و شیوه های مناسب ارتباط جنسی واقع می شود ؟

آیا می دانیم درصد بالایی از علت هایی که زوجین برای طلاق مطرح می کنند عدم تفاهم اخلاقی است؟

آیا می دانیم درصد بالایی از طلاق ها بعلت اعتیاد و اعتیاد هم بعلت نداشتن مهارت های رفتار فردی در نه گفتن پدید می آید؟

آیا می دانیم درصد بالایی از زوج های جوان ما شیوه های مهر ورزی را نمی دانند؟

آیا می دانیم درصد بالایی از دختران و پسران ما مهارت  ارتباطی و کلامی را ندارند؟

آیا می دانیم درصد بالایی از زوج های ما شناخت صحیحی از جنس مخالف ندارند؟

آیا می دانیم درصد بالایی از خودکشی ها بعلت نداشتن مهارت برخورد با مشکلات است؟

آیا می دانیم ...؟؟؟!!!

این نکته را باید دانست اگر پیشگیری نکنیم فاجعه رخ خواهد داد همچنان که امروز نشانه های آن را در جامعه می بینم که از هر پنج ازدواج یک ازدواج به طلاق کشیده می شود. امروز باید آموزش ارتباطات و مهارت های فردی و اجتماعی را از دبیرستان آغاز کرد چگونه است که تمامی نظام حساسیت خود را بر کشته شدگان تصادفات گذاشته ایم  جریمه ها را افزایش داده ایم باز آموزی را در دستور کار قرار داده ایم و دادش سیاه ها  و کلیپ ها برای آموزش مهارت رانندگی ساخته‌ایم تا بیست هفت هزار کشته سالانه را بکاهیم ولی  هیچ کلیپی برای نجات زندگی ساخته نمی شود ؟؟!!

باید برای هر کسی که می خواهد ازدواج کند باید مدرک و گواهینامه صادر شود باید حداقل توانایی و شرایط را برای تشکیل زندگی داشته باشد و اگر پیش گیری نکنیم فاجعه‌ای بالاتر از آنی که در صحنه تصادفات شاهد هستیم شکل خواهد گرفت ولی چون این قبیل فاجعه‌ها تشیع جنازه و قبر ندارند و هفته و سالگرد گرفته نمی شود و تقویم ذهن هیچ کس چنین صحنه ای ثبت نمی شود. کمتر ناله و صدایش کسی را به گریه می نشاند واقعیت این است که تلفاتی که ما در مسائل اجتماعی می دهیم به مراتب بالاتر، ناهنجارترو فراگیرتر از تصادفات است.

امیدوارم مسئولین با بازنگری در شرح وظایف خود طرحی برای آیین نامه و گواهینامه زندگی تدوین و آن را اجرا کنند.

 


یادداشت های بازدیدکنندگان

نویسنده Anonymous در تاریخ 1388/06/12 ساعت 01:58:33
خیلی چیزهای دیگر هم نیاز به آموزش دارد از جمله قانون از جمله اخلاق اجتماعی و ...
نام شما / ایمیل شما

آخرین بروز رسانی ( 1388/06/12 ساعت 01:28:54 )
<قبل
تصویر روز

تصویر روز

کربلا ...

خبر نامه







تصویر تصادفی از گالری

نوروز

محبوب ترین ها
تقویم

شهادت مولی الموحدین امیر المومنین را تسلیت می گویم

آمار سایت
عضو: 4
اخبار: 26
لینک ها: 11
59 میهمان حاضرند
خروجی سایت