Home arrow اندیشه arrow اجتماعی
صفحه اصلی
درباره‌ی من
اندیشه
ادب و هنر
معرفی کتاب
طرح های پیشنهادی
برگزیده رسانه ها
گالری تصاویر
متفرقه
پیوندها
آرشیو
ارتباط با من
نقشه سایت
پیوندهای روزانه
سایت رسمی مامبو فارسی در ایران
بخش دانلود مامبولرن
خدمات میزبانی وب مامبولرن
پشتیبانی از SMF فارسی
انجمن پشتیبانی از مامبوی فارسی
ورود و خروج
نام کاربری

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
ثبت نام نكرده ايد؟ عضویت
وبگاه علي توسلي كجاني
اجتماعی

تلّون و تحّیر چاپ ارسال به دوست
رای کاربران: / 3
نویسنده مدیریت سایت   
نمایش : 198

اگرچه سی و چند بهار از زندگی من نگذشته، اما تاریخ تولد من به اولین روز از بهار تاریخ باز می گرد، به روزی که خورشید یخ های سرزمین مرا آب کرد و من در کویر روئیدم.
قامتم  آسمان را نشانه رفته بود، اما گویا اندیشه ام دچار کم کاری تیروئید بود و از رشد متناسب با قامت فیزیکی ام برخوردار نبود؛ هر روز اندیشه ام گسیخته تر از دیروز می شد و من روزها را به گرد آوردن پاره پاره ها و دوختن آن ها به سر می آوردم ؛ هر پاره ای را که گره می زدم می دیدم خلقی بدان گرفتارند و چه فریادها که از این دوختن من در خلق می افتد؛
هر پاره تشّخصی می طلبید و هر جزء خود را کلّی می خواند و هر کدام با نیشتری تنم را به زخم نادانی می آزرد.
قامتی راست کرده بودم به بلندای رویای تمام مردان سرزمینم، قرار بود به درختی تبدیل شوم چون کاجِ کاشته شده در کنار مزرعه یا چناری برخاسته در کنار چشمه؛ اما ساقه وجودم در برابر آفت ها کم طاقت، نازک و شکننده شده بود، دیگر خردک شرری خرمن وجودم را به بازی آتش می گرفت و اندک نسیمی یا قطره شبنمی قامتم را خم می کرد.
اما تلّون ساقه ام را می بلعید و تحیّر مرا در رخوتی لذت بخش از این خوردن فرو برده بود. می خواستم خود را با فصل ها هماهنگ کنم اما، با فصل ها
رنگ به رنگ شدم و به هر فصلی که می رسیدم ماتم فصل گذشته را بر پا می داشتم و در بزرگی و زیبایی روزها و شبهایش شعرها می ساختم و ترانه ها به کودکانم می آموختم. هر فصلی که می آمد برای من مرگ فصل گذشته بود. من هنوز ایمان خود را به فصل گذشته حفظ کرده و پیامبر فصل جدید را به دشمنی نشسته بودم. گاه به زمستان قسم یاد می کردم و گاه پائیز را پادشاه فصل ها لقب می دادم اما همیشه ایمان به آغاز فصل سرد مرا از گرمی بهار دور می کرد.

«لطفا روی ادامه مطلب کلید کنید»

 

ارسال یادداشت (4یادداشت)
آخرین بروز رسانی ( 1388/11/20 ساعت 06:26:18 )
ادامه مطلب ...
گواهینامه زندگی چاپ ارسال به دوست
رای کاربران: / 3
نویسنده مدیریت سایت   
نمایش : 267

زندگی فردی و اجتماعی انسان‌ها همیشه عرصه تجربه، آموزش و انتقال مفاهیم و ارزش‌ها بوده است. و این آموزش‌ها در تعریف کلاسیک و رسمی آن یادآور؛ کلاس، زمان، درس، استاد، امتحان و مدرک است. و در تعریف غیر رسمی آن یادآور استخوان خرد کردن و گرد و خاک خوردن است ـ که تیز هوشی شاگرد زمان یادگیری را کوتاهتر ـ  و مدرک معتبر آن اعتماد عرف و بالاترین مرتبه آن اوستایی بود. و همین پروسه سال‌ها تکرار می شد. شاگردانی می آمدند و زیر دست استادها، مغازه را جارو و صبحانه را آماده می کردند تا وقتی که خود استاد می شدند . در این مکتب آموزشی پرسش مطرح نبود اصل تقلید و تکرار بود. و این شعر را زیر لب هر استادی می توانستی بشنوی:

گرمرد رهی میان خون باید رفت

افتاده ز پای سرنگون باید رفت

پای در ره نه و هیچ مگوی

خود ره بگویدت که چون باید رفت

و اگر کسی در این میانه صدایی می گرفت که :

خلق را تقلیدشان بر باد داد

ای دو صد لعنت بر این تقلید باد

انعکاسی در برابرش بر می خواست که:

طی این مرحله بی همرهی خضر مکن

ظلمات است بترس از خطر گمراهی

این وضعیت در حوزه علوم رسمی و غیر رسمی حاکم بوده و است اما فاجعه زمانی رخ می دهد که در زندگی فردی و برای تشکیل زندگی، معلم و استاد غریزه و طبیعت می شود در این جا دیگر نیاز به مدرک نیست و تمامی افرادی که بالغ می شوند مادر طبیعت این مدرک را به آنان می دهد و آنان فارغ التحصیل از دانشگاه طبیعت و با امضای غریزه توان تشکیل زندگی را دارند . (پسران و دختران ما می توانند با الگو برداری از رفتار پدران و مادران ( با تکرار همان رفتارها و بدون در نظر گرفتن شرایط زمان و مکان ) تشکیل زندگی بدهند و فرزندانی از جنس امروز و با تکرار روش های دیروز به وجود بیاورند و اگر چه هر روز از پیشرفت نسل هوشمندی آن سخن گفت و مقاله ها ساخت و همایش ها گرفت ولی در عمل نسلی فرسوده را به بار خواهیم آورد و بر چوب بید زده این نهالها می خواهیم پیوندهایی را شکل دهیم

در گذشته پدران و مادران وقت بیشتری را برای تربیت فرزندان می گذاشتند. خانواده؛ نهاد آموزش ، تربیت ،کار و همه چیز بود زندگی ها و هیچ ابداعی در شیوه زناشویی شکل نمی گرفت و هر چه بود میراث گذشته بود و تکرار آن در آینده اما زندگی و شیوه های آن تغییر پیدا کرده است و نهاد خانواده برخی از مسئولیت های خود را به نهادهای مدنی واگذار کرده است .

ارسال یادداشت (1یادداشت)
آخرین بروز رسانی ( 1388/06/12 ساعت 01:28:54 )
ادامه مطلب ...
تصویر روز

تصویر روز

کربلا ...

خبر نامه







تصویر تصادفی از گالری

رالی

محبوب ترین ها
تقویم

شهادت مولی الموحدین امیر المومنین را تسلیت می گویم

آمار سایت
عضو: 4
اخبار: 26
لینک ها: 11
36 میهمان حاضرند
خروجی سایت